يكشنبه 30 مهر 1396   15:05:32
 

سوگند به قلم و آنچه می نگارد...

16 سال پیش در یکی از روزهای داغ میانه تابستان، یک خبرنگار ایرانی از سقوط مزار شریف به دست طالبان خبر داد، خبری که نیمه تمام مخابره شد و بوق ممتد تلفن، پیام آور خبری تلخ از یک حادثه ناگوار بود...


مخابره کننده پیام، محمود صارمی بود؛ خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران. او پیش از آنکه از مسئول خود رسالت خبری اش را در قبال این رخداد جویا شود به همراه هشت تن دیگر از اعضای کنسول گری ایران در مزار شریف به دست نیروهای افراطی طالبان به شهادت رسید.

خبر فوری: "مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌ شوند به من بگویید که چه وظیفه ‌ای..."
جمله نیمه تمام ماند. در چله تابستان 1377 صارمی رفت و 17 مردادماه هر سال شد یادآور پاکبازی خبرنگاری که در راه اهداف والای روشنگری و آگاهی بخشی جان خویش را تقدیم کرد.
تنها کاری که به پاس از زحمات شهید صارمی و حرفه خبری اش می شد کرد این بود که در نخستین سالگرد این رخداد، هفدهم مرداد را به نام "روز خبرنگار" نامگذاری و در تقویم خورشیدی ثبت کنند.
صارمی پیش از آخرین اعزام خود به افغانستان از همه حلالیت طلبید و با اینکه کاملا از شرایط ناامن آنجا مطلع بود اما با گفتن "زود برمی گردم" سعی در تسلای دل نگرانی های مادر و خانواده اش داشت.
روز شهادت صارمی، روزی بود که درگیری ها و منازعات در افغانستان به اوج رسیده بود. روزی که صارمی در حال مخابره پیام به دست نیروهای طالبان تیر باران شد آن هم نه به یک گلوله بلکه دهها گلوله...
از همه دردناک تر اینکه جسد وی و دیگر اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف که همگی به صورت دسته جمعی دفن شده بودند، بعد از 40 روز به سختی قابل شناسایی بود.
خانواده محمود تا مدت ها به امید اینکه او اسیر شده و به زودی به آغوش خانواده برمی گردد، روزشان را به شب پیوند می زدند. تنها بهانه های سینای کوچک (تک فرزند صارمی) برای آغوش پدر بود که تاب از طاقتش برده و صبر از کف خانواده هم ربوده بود.
بالاخره پس از پیگیری های فراوان دولت ایران، از صارمی به خانواده اش خبری رسید؛ «خبر بازگشت صارمی به وطن» اما این بار با جسمی بی جان.
صارمی، شجاع و بزرگ و قوی دلی که به حرفه و رسالتش عشق می ورزید و با آنکه می دانست در افغانستان خطر مرگ هر لحظه جانش را تهدید می کند، اما بر قرار مقدر رسالتش ماند و از خطر استقبال کرد.. تا وظیفه قلم را پاس بدارد و رسالت آگاهی بخشی و روشنگری از رویدادها را به جا آورد.. ماند تا دنیا از ظلم و جوری که سال ها بر ملتی مظلوم می‌گذشت، آگاه شوند. ماند تا برای بهبود وضعیت و شرایط آشفته آن روز و کمک به مردم نیازمند حمایت، بتواند گامی هر چند ناچیز بردارد.
جانب بزرگی و قدرشناسی را نگه می داریم و 17 مرداد؛ این روز مظلوم در تاریخ را ارج می نهیم برای همه جهد و سختکوشی های صارمی هایی که بیدار و بی ‏‌پروا در عرصه وسیع اطلاع ‏‌رسانی جان بر کف، با عشقی غیر قابل وصف به حرفه خود، در جهت به ثمر رساندن رسالتشان  تلاش کردند و راست قامتان جاودانه تاریخ لقب گرفتند؛ رسالتی که شیوه رندان بلاکش باشد و...
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو...
به حرمت جهادش، خامه و خردتان پر جوهر، چشمانتان بینا، واژگانتان گیرا و جانتان آزاد و راهتان به درازای تاریخ پاینده باد
 
فروغ گشتاسبی



کلمات کليدي
محمود صارم، روز خبرنگار، فروغ گشتاسبی، طالبان ، 17 مرداد
بیشتر
 
 
تعداد بازديد اين صفحه: 35490
  مقاله   گزارش   گفت‌وگو   یادداشت
 


 

خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (niocguest)


مجری سایت : شرکت سیگما