در جزيره نفت
كيسه هاي آرد همان اهميتي را دارند كه قطعات توربين
|
 |
اشاره
در مناطق عملياتي و از جمله در جزيره نفت، نيازهاي پنهان و آشكاري وجود دارد. قطعات وتجهيزات، نيازهاي آشكارند و سخن گفتن و درد دل كردن و بازتاب آن را در «مشعل» ديدن و خواندن،نياز پنهان.
هر چند «مشعل»، رسانه اي است كه به همه كاركنان صنعت نفت تعلق دارد و به عنوان پشتوانه فرهنگي اين صنعت، توانمندي ها و تنگناهاي موجود را همچون آينه اي شفاف باز مي تاباند؛ اما بسياري از كاركنان علاقه مندند ديدگاه ها و درددل هاشان در صفحاتي از نشريه خودشان انعكاس يابد تا ضمن اينكه با آرا و عقايد يكديگر آشنا مي شوند، حرف هاشان را نيز به گوش مسئولان برسانند.
گفت وگوي بيپرده اي كه در سفر به اقليم هاي نفتي با كاركنان انجام مي شود و به چاپ مي رسد، به منزله پاسخ مثبت «مشعل» به اين نياز است. هرچه باشد، يكي از رسالت هاي رسانه ها اين است كه نيازهاي پنهان را آشكار سازند و افكار عمومي را روشن كنند و براي تحقق اين روشنايي، چه ابزاري كارامدتر ومؤثرتر از مشعل هميشه روشن صنعت نفت.
در سفر به جزيره خارگ و تهيه گزارش از فعاليتهاي شركت نفت فلات قاره، گفت وگوهايي با چند تناز مسئولان واحدها انجام داديم كه در شماره پيشين، دو گفت وگو از نظر خوانندگان گذشت و اكنون دوگفت وگوي ديگر پيش روي شماست.
آشنايي
اسماعيل فرهاتيان رئيس عمليات كالاي شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ 59 سال دارد و سال آينده پس از 36 سال فعاليت در صنعت نفت كه بخشي بزرگ از آن در جزاير و مناطق عملياتي سپري شده است به افتخار بازنشستگي نايل مي شود.
فرهاتيان پس از 13 سال فعاليت در آبادان و خرمشهر و 20 سال حضور فعال در جزيره سيري از سال79 در جزيره خارگ سرگرم كار است و در سال 83، در حالي كه بيش از نيمي از عمر خود را وقف خدمت به صنعت استراتژيك نفت كرده است، با ذهني سرشار از خاطرات و تجربه هاي ارزشمند سالهاي رفته، با صنعتي كه در تمامي وجود او ريشه دوانده و با روح و جسم او عجين شده، وداع خواهدكرد و به حق، به افتخار بازنشستگي نايل خواهد شد.
فرهاتيان با چهره اي موقر و آرام كه گاه از فرط فروتني به سرخي مي گرايد، از 36 سال حركت مستمر و ي وقفه در مسير اعتلاي صنعت سخن مي گويد و بازنشستگي را از آن رو افتخار تلقي مي كند كه درتمامي لحظه هاي 36 سال گذشته، از عطر صداقت و سلامت سرشار و مالامال بوده است.
اهميت كالا در جزيره
رئيس عمليات كالاي شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ از ويژگي هاي شغل خود مي گويد:عمليات كالا به مفهوم پشتيباني مجموعه كامل تاسيسات واحدهاي صنعتي و ارائه تسهيلات لازم براي روان ساختن فعاليت هاي مختلف و متنوع در سراسر مناطق عملياتي است.
تاسيسات به مفهوم مطلق، نيازهايي دارد كه تامين قطعات و نگهداري و ذخيره كالا و رساندن كالاي سالم به مصرف كنندگان را در دامنه اي گسترده و فراگير شامل مي شود.
انبارهايي كه در محدوده فعاليت شركت نفت فلات قاره احداث شده و اقلام مورد نياز اين شركت درآنها نگهداري مي شود، با انبارهاي موجود در مناطق ديگر متفاوت است.
در اين انبارها، كالاها و اجناسي انباشته شده كه از نظر ماهيت با يكديگر متفاوتند و هر يك اهميتي خاص دارد كه از ضرورت و كاركرد آن ناشي مي شود.
در جزيره اي كه به خشكي و امكانات موجود در آن دسترسي ندارد و ارتباط آن با خشكي نيز تابع عواملي چون آب و هوا و... است. كيسه هاي آرد همان اهميتي را دارند كه قطعات و مجموعه هاي توربين.
گسترده ترين انبارها براي متنوعترين كالاها
عمليات احداث انباري سرپوشيده به مساحت 8 هزار متر مربع پس از ماه ها تلاش براي تهيه شناسنامه پروژه و دريافت تاييديه هاي لازم، در سال 79 آغاز شد و اين در حالي بود كه مجموعه اي ازانبارهاي سرپوشيده بازسازي شده به وسعت 9 هزار متر مربع در منطقه وجود داشت.
در حال حاضر بهره برداري از انبار سرپوشيده جديد آغاز شده و حدود 35 هزار نوع كالا از قطعات پيچيده تجهيزات تا مواد غذايي در آن نگهداري مي شود.
با توجه به آغاز عمليات اجرايي طرح هاي جديد در منطقه، در آينده نزديك، 15 هزار قلم كالاي ديگر به مجموعه موجود افزوده خواهد شد و به اين ترتيب شركت نفت فلات قاره بزرگترين ومتنوعترين انبارهاي كالا را در سطح منطقه در اختيار خواهد داشت.
يادگار بزرگ
آقاي فرهاتيان قصد دارد واپسين ماه هاي حضور خود در صنعت نفت را با به جا نهادن يادگاري بزرگو ارزشمند و ردپايي از حضور 36 ساله خود در صنعت نفت همراه سازد. او مي گويد: قصد دارم تا فرارسيدن زمان بازنشستگي، كار دشوار و پيچيده و در عين حال شوق برانگيزي را آغاز كنم و به كمك همكارانم به پايان برسانم. هدف ما اين است كه انبوه كالاهاي موجود در انبار را با استفاده از شيوه هاي علمي و استاندارد طبقه بندي كنيم و با استقرار سيستم مكانيزه نوين متناسب با شأن صنعت نفت،دسترسي به كالاها را شتاب بخشيم و آسان سازيم.
دستاورد
از آقاي فرهاتيان مي پرسيم 36 سال خدمت در صنعت نفت چه دستاوردهايي براي او داشته است.پاسخ مي دهد:
نظام هستي، برپايه كنش هاي متقابل و گاه به ظاهر متضاد و در حقيقت تكامل بخش استوار است و به نوعي داد و ستد شباهت دارد. ما نيز به پيروي از اين قاعده، سال هاي سال در سرزمين پهناور و غني زندگي مي كنيم و از مواهب گوناگون آن بهره مي بريم و بايد در حد توان، بهاي اين بهره برداري و استفاده از نعمتها و بركتها را بپردازيم و رد پايي از خود برجاي بگذاريم.
انسان ها به حكم تقدير زاده مي شوند و مي ميرند و يادگارها و رد پاهايي از خود بر جاي مي گذارند. يك نفر در زمان حيات خود تفكري را ترويج مي كند و ديگري، اختراعي را به ثبت مي رساند. مهم نيست يادگار ما كوچك است يا بزرگ. آنچه اهميت دارد اين است كه كاري انجام دهيم و يادگاري براي ديگران باقي بگذاريم تا اين آمدن و رفتن ما معنا پيدا كند و بازماندگان ما، بهانه و انگيزه اي براي يادآوري حضورما داشته باشند و چه بسا مايه مباهات آنان باشيم.
مهد عاطفه
از آقاي فرهاتيان مي پرسيم وداع با ياران ديرين و دل كندن از درّ يتيم خليج فارس پس از 36 سال چه حسي را در وي برمي انگيزد. پاسخ مي دهد:
فلات قاره با جاهاي ديگر فرق دارد. اينجا به ظاهر شركت و منطقه است و در حقيقت، خانواده اي بزرگ و صميمي است كه افراد آن به رفاقت و صميميت و پايمردي در طول سال هاي خدمت عادت مي كنند و اين خصلتها و فضيلتها را به زندگي خانوادگي و ارتباطات اجتماعي نيز تسري مي دهند.
به همين دليل است كه در قاموس فلات قاره، بازنشستگي پايان ارتباط ها نيست؛ بلكه آغازي براي تحكيم بيشتر دوستيها و رفاقت هاست. فلات قاره اي ها همانطور كه از جان مايه مي گذارند تا توليد متوقف نشود، هرگز اجازه نمي دهند گرماي عشق و عاطفه به سردي گرايد.
فلات قارهاي بازنشسته مي شود و يك روز سوار بر بالگرد يا شناور از جزيره مي رود و ديگر باز نمي گردد؛ اما بي درنگ پس از رسيدن به خانه، تلفني با همكاران و دوستانش تماس گرفته و دو هفته بعدنيز از پشت گوشي تلفن، هاي هاي دلتنگي سر داده و با ياران قديم، تجديد عهد كرده است.
آقاي فرهاتيان در ادامه، از عشق و عاطفه و وفاي به عهد ميگويد: من 36 سال تمام، دو خانه و دوخانواده داشتم؛ يكي جزيره و ديگري در شهر و ديارم و از همين حالا، بغضي در گلو دارم كه در سال 83خواهد تركيد و درد جدايي را بر وجودم مستولي خواهد كرد و اين، افتخار ديگري است براي من.
نوبت ديگران
آقاي فرهاتيان در پاسخ به پرسشي در زمينه اشتغال پس از بازنشستگي مي گويد: مايلم اما نه به شكلي كه در اين روزها رايج است. بايد رفت و نوبت به ديگري سپرد اما تجربه هاي ساليان دراز را به شكلي كاربردي به نيروهاي تازه نفس منتقل كرد.
در بسياري از كشورها اطلاعات تخصصي مربوط به بازنشسته ها در حافظه رايانه ذخيره مي شود و به هنگام ضرورت، از آن اطلاعات استفاده مي كنند. در مواردي هم خود فرد را فرا مي خوانند و با شرايط مشخص با او رايزني مي كنند و تجربه هايش را به كار مي گيرند.
متاسفانه چنين شيوه اي در كشور ما اعمال نمي شود و اين در حالي است كه بيشتر همكاران علاقه مندند در اين زمينه مشاركت كنند.
حرف اول
در طول 36 سال فعاليت در صنعت نفت، همواره «توليد» حرف اول و آخر بوده است. آيا اين احساس را داريد كه به عنوان نيروي انساني متخصص، به شما نيز بهاي لازم داده شده است؟
رئيس عمليات كالاي شركت نفت فلات قاره به اين پرسش اينگونه پاسخ مي دهد:
ما هرگز به اين مسائل فكر نمي كنيم و چنين مقايسه اي انجام نمي دهيم چرا كه به هر حال، كاركنان صنعت نفت ايثار مي كنند. حتي آنان كه بيشترين حقوق و مزايا را در مناطق عملياتي دريافت مي كنند.آنان در طول خدمت، هزاران ساعت پرواز مي كنند و با پرواز بيش از حد، ضريب خطر را براي خودافزايش مي دهند. در منطقه هم با تاسيسات و تجهيزات سر و كار دارند كه كمترين خطرش، نقص عضو است.
ما هنوز پس از اين همه سال، فوق العاده جنگي خود را كه مصوبه قانوني است دريافت نكرده ايم. امااين موضوع تغييري در نگرش ما به وظايفمان ايجاد نمي كند.
اينترنت، آموزش مستمر
به گفته آقاي فرهانيان، مقدمات استفاده از اينترنت توسط كاركنان شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ فراهم شده و مكاتبات براي دريافت مجوز نصب شد شبكه صورت گرفته است.
مديران و مسئولان ما علاقه مندند كاركنان شركت در مناطق عملياتي از اين ابزار آموزشي واطلاع رساني بهرهمند شوند و از همه نظر، به روز باشند، اما اين عزيزان بسيار گرفتارند و در نتيجه، هنوز به اين امكانات دسترسي پيدا نكرده ايم.
حقيقت اين است كه همه كاركنان، از امكانات لازم براي طي دوره هاي آموزشي در داخل و خارج ازكشور برخوردار نيستند و اينترنت، مؤثرترين ابزار براي جبران اين نارسايي است.
آشنايي
مجتبي جان نثاري رئيس خدمات اجتماعي شركت نفت فلات قاره در منطقه عملياتي خارگ، يكي ازشاخصترين چهره ها و نخستين مقام رسمي شركت است كه پس از ورود به جزيره، باب آشنايي وصميميت را با ميهمانان و ماموران تازه وارد مي گشايد و با كلام و نگاه خاص خود، غبار غربت و احساس بيگانگي را از سيماي آنان مي زدايد.
وي از سال 1354 در جزيره خارگ حضور دارد و اين منطقه را در موقعيتها و شرايط مختلف ومتفاوت ازجمله دوران پيش و پس از انقلاب، دفاع مقدس، بازسازي و نوسازي و پس از آن تجربه كرده وبا تكيه بر يافته ها و تجربه هاي ارزشمند خود، زمام خدمات اجتماعي فلات قاره را به دست گرفته است.
وي در اجراي ماموريت ها و مسئوليت هاي خود، به 1020 نفر از كاركنان رسمي فلات قاره كه در جزيره خارگ فعاليت مي كنند، خدمات ارزشمند و امكانات و تسهيلات ويژه ارائه ميكند و به همين دليل، همه او را مي شناسند و بي درنگ پس از برخورد با او در هر جا، بي اختيار سفره دلشان را مي گشايند و ازكمبودهايشان مي گويند. گاه نيز دست وي را به دليل تامين شدن فلان نيازشان مي فشارند و دعايش مي كنند.
تامين نيازها
كليه كاركنان شركت نفت فلات قاره كه در جزيره خارگ فعاليت مي كنند، براي طرح خواسته هايشان به آقاي جان نثاري مراجعه مي كنند و اين در حالي است كه وي و همكارانش در واحد خدمات اجتماعي، بايد نيازهاي كاركنان را در طول سال پيشبيني، سفارش و دريافت و ذخيره سازي كنند وبخشي بزرگ از اوقات خود را به پيمانكاران بزرگ و كوچك و رفع ناهماهنگي هاي احتمالي اختصاص دهند. نظارت بر كاركرد رستوران و انبارهاي مواد غذايي، خوابگاه ها و ميهمانسراها، سينماها،مجتمع هاي ورزشي-تفريحي، نگهداري و رسيدگي به محوطه و فضاي سبز و همه اموري كه رفاه كاركنان و ميهمانان و ماموران مربوط مي شود، ازجمله وظايف و مسئوليت هاي واحد خدمات اجتماعي است.فعاليت هاي مربوط به خدمات كاركنان و هماهنگي و مشاركت با روابط عمومي شركت نفت فلات قاره نيزاز امور محوله به اين واحد است.
امكانات در بند مقررات
محدودبودن محيط فعاليت در جزيره از يك سو و انتظارات و توقعات بيش از حد همكاران -كه البته به دليل وضعيت خاص منطقه و شوراي كارها معقول و منطقي است- سبب شده روند فعاليتهاي جاري در واحد خدمات اجتماعي پيچيده تر، حساستر و اثرگذارتر از ديگر واحدها شود. آقاي جان نثاري وبهتبع او، همكارانش -علاقه مندند همه خواسته هاي كاركنان را تامين كنند و در مواردي حتي جلوتر ازهمكاران حركت كنند؛ اما گاه مجموعه اي از مقررات و دستورالعملها كه ظرفيت هاي مربوط به رفاه كاركنان را تعيين و تعريف مي كند، سبب مي شود اين واحد با شتابي كمتر از آنچه خود مي خواهد، حركت كند واين مقوله اي است كه بيشتر كاركنان از آن بي خبرند و يا به آن اعتنا ندارند.
براي مثال در پايان سال، تعداد محدودي سهميه استفاده از مجتمع محمودآباد و به همان ميزان سهميه استفاده از زايرسراي مشهد در اختيار آقاي جان نثاري قرار مي گيرد و او را با اين پرسش روبه رو مي كند كه: «چگونه ميتوان با رعايت عدالت و انصاف، اين سهميه محدود را در بين صدها نفر تقسيم كرد و با اعتراض شماري از همكاران، روبه رو نشد؟»
جبران محدوديتها
آقاي جان نثاري مي گويد بعضي از واحدهاي صنعت نفت براي جبران اين محدوديت ها، خود آستين همت را بالا مي زنند و با تدارك برنامه هاي رفاهي و ابتكار عمل براي تامين هزينه هاي آن، گروه ديگري ازهمكاران و خانواده هايشان را از امكاناتي چون سفرهاي زيارتي و تفريحي برخوردار مي سازند. اما درشركت نفت فلات قاره، اين روش آنگونه كه بايد مقبول نمي افتد و مورد استقبال مسئولان وتصميم گيرندگان قرار نمي گيرد و اين در حالي است كه به طور معمول، نيروي انساني به عنوان بزرگترين سرمايه هر مجموعه -به ويژه در مناطق عملياتي- از جايگاهي ويژه برخوردار است. حال پرسش اين است كه اگر تدارك چنين برنامه هايي از سوي شركت ها براي افزايش رفاه و رضايتمندي كاركنان منع قانوني و مقرراتي دارد، چرا و چگونه، شماري از واحدها اين مانع را با تمهيدات مديريتي و ابتكار عمل از سرراه برمي دارند و پيامدهاي احتمالي آن را به جان مي خرند اما شماري ديگر، تنها در محدوده مقررات به مسائل رفاهي كاركنان مي انديشند و بها مي دهند؟
نقد يك ذهنيت
همه مي دانند و مي دانيم كه در مناطق عملياتي صنعت نفت و به ويژه در محدوده فعاليت شركتنفت فلات قاره در جزاير و سكوها، تنگناها و نارسايي هايي وجود دارد كه بيشتر آنها به اقليم و همينطور ماهيت فعاليت هايي كه در اين مناطق در جريان است باز مي گردد و اصولاً تغييرناپذير است و بايد با آنها مدارا كرد.
صدالبته، معضلات و كمبودهايي نيز وجود دارد كه با تمهيدات مديريتي و مشاركت همه جانبه كاركنان، از ميان برداشته مي شود و آنچه برجاي مي ماند، نوعي وفاق و همدلي است كه بايد تسري واستمرار يابد.
آقاي جان نثاري با اشاره به نكته اي ظريف در زمينه خاستگاه و منشأ پارهاي نارسايي ها در مناطق عملياتي و شيوه برخورد با آن مي گويد:
شماري از همكاران دچار ذهنيتي نادرست هستند كه بيش از همه، خود آنان را آزار ميدهد و سبب مي شود خانواده هايشان نيز بي جهت، آسيب ببينند و روحيه شان تضعيف شود.
بر مبناي اين ذهنيت، بعضي از همكاران عزيز، گمان مي كنند سبب ساز و سرچشمه همه مشكلات آنان، وضعيت شغليشان است و اين تفكر، نادرست است.
بودن يا نبودن
حقيقت اين است كه شركت نفت فلات قاره و يا هر واحد عملياتي ديگر براي انجام فعاليت هاي جاري و پيشبرد هدفها و برنامه هاي خود به نيروي انساني متخصص و غيرمتخصص نياز دارد و به هر تقدير باابزارها و سازوكارهايي كه در اختيار دارد، با نيروهاي يادشده رابطه استخدامي برقرار مي كند و آنان را به كار مي گيرد.
به اين ترتيب، من و امثال من باشيم يا نباشيم، جريان سازنده و ارزشمند نفت وگاز بايد در شاهراه حيات اقتصادي كشور به حركت درآيد و اين سرمايه ملي، بخش بزرگي از نيازهاي ريالي و ارزي كشور راتامين كند.
حرف من اين است كه ما، طبق قراردادي مشخص و در برابر دريافت حقوق و مزايا و تسهيلات وامكانات معين، تخصص و وقت خود را در اختيار صنعت نفت قرار داده و متعهد شده ايم در هرشرايطي، به تعهدات و وظايف خود عمل كنيم و تمام و كمال، در خدمت توليد نفت باشيم.
لذت و مدارا
حال كه ما به وظايف خود عمل كرده و مي كنيم و در بسياري از موارد، براي اينكه گردونه توليد درصنعت نفت از حركت بازنايستد، فراتر از محدوده وظايف خود عمل مي كنيم و با جان و دل و ايثار وازخودگذشتگي، در خدمت صنعت نفت و هموطنان هستيم. چه بهتر كه از امكانات و موارد مثبت شغل خود استفاده كنيم و از زندگي و كار لذت ببريم و به موازات آن، با پذيرش اين واقعيت كه مديريت شركت و مسئولان صنعت نفت، بيشترين تلاش را براي افزايش امكانات رفاهي ما انجام مي دهند و رضايتمندي كاركنان براي مديريت اهميت فراوان دارد، با نارسايي ها و كمبودها مدارا كنيم. اين واقعيت را هم بپذيريم و از ياد نبريم در كشوري زندگي مي كنيم كه مردمي قدرشناس و فهيم دارد و خدمت به اين مردم، مايه مباهات و افتخاربرانگيز است و اگر من و ما نباشيم، اين جايگاه ارزشمند و افتخارآفرين، به وسيله هموطنان متخصص و ايثارگر كه تعداد آنان در اين كشور فراوان است، اشغال خواهدشد و توليد،همچون زندگي، با ما و يا بدون ما، ادامه خواهد يافت.
عمو يا پدر؟
آقاي جان نثاري در حالي با همكاران خود سخن مي گويد و بر اصل مدارا و نارسايي ها تاكيد مي كند كه خود در طول 28 سال حضور مداوم و خدمت به صنعت نفت در جزيره خارگ، هدف پيامدهاي ناشي ازخدمت در طرح اقماري و محدوديت ها و محروميت هاي ناشي از آن بوده و با تكيه بر اصل مدارا،ناهمواريهاي 28 ساله را بر خود و خانواده خود هموار ساخته و در عين حال با حُسن استفاده از درامدمناسب و امكانات خوب، فضايي سرشار از صميميت و عشق و رضايتمندي بر زندگي خود حاكم ساخته است.
مجتبي جاننثاري رئيس خدمات اجتماعي شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ از خاطره اي ياد مي كند و ما را به نگاهي نو به تلخ و شيرينهاي زندگي فرا مي خواند:
در گذشته هاي نه چندان دور يعني زماني كه فرزندانم سه-چهار ساله بودند، پس از دو هفته كار براي استراحت به خانه مي رفتم و در بدو ورود، هنگامي كه مي خواستم فرزندانم را در آغوش بگيرم، بچه ها با بي ميلي به استقبال من مي آمدند و «عمو» خطابم مي كردند.
آنوقت ها همسرم و من از اين ماجرا دلگير مي شديم اما امروز، خوشحاليم چراكه با استفاده از امكانات ناشي از خدمت در طرح اقماري، موفق شديم شرايط تحصيلات دانشگاهي را براي آنان فراهم كنيم.
فرزندانم ذهنيت خوبي از طرح اقماري دارند چراكه دريافته اند با استفاده از اين طرح و تلاش وزحمت مضاعف و تحمل مشكلات دوري از خانواده، ميتوان آينده روشني براي همه افراد خانواده به ويژه فرزندان رقم زد.
افزايش امكانات رفاهي
رئيس خدمات اجتماعي شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ در پايان از افزايش امكانات رفاهي در جزيره خبر مي دهد:
دو طرح بزرگ مجتمع هاي مسكوني و ميهمانسراي مديريتي V.I.P در جزيره خارگ در حالاجراست.
عمليات اجرايي ميهمانسرايي با 24 اتاق براي استفاده ميهمانان و ماموران، رستوران دوطبقه،نانوايي و انبار مربوط به آن، ترميم بعضي از امكانات مجتمع ورزشي، بازسازي اساسي سينما و باشگاه شهيد صفري و چند طرح ديگر نيز در سال آينده (1383) آغاز خواهد شد و به اين ترتيب، ظرفيت امكانات رفاهي كاركنان شركت نفت فلات قاره در جزيره خارگ به گونه اي درخور توجه افزايش خواهديافت.
|